نور نهم

ولادت امام جواد عليهالسلام
ميلاد نور
امام جواد عليهالسلام چنان که از نام زيبايش پيداست، امامي بخشنده و سخاوتمند بوده است و همگان، ـ چه دوست و چه دشمن ـ درياي کرم وجود و فضل او را تأييد ميکنند. اين پيشواي معصوم، دهم ماه رجب سال 195 ق، در پايگاه نشر معارف اسلام، شهر مدينه، قدم به عرصه حيات گذاشت و وارث مقام نبوت و تفسيرکننده حقايق ناب اسلام گرديد.
نخستين و آخرين فرزند پيشواي هشتم، حضرت عليبيموسيالرضا عليهالسلام با نام «محمد» موسوم گرديد تا تجديدکننده خاطرات و مجاهدات نياي بزرگوارش، پيامبر اعظم اسلام باشد. او بعدها در اثر زهد و تقوايي که از او مشاهده شد، به لقب «تقي» موسوم گرديد و در اثر بخشندگي و سخاوتي که در راه خدا داشت به لقب «جواد» شناخته شد.
تعلم در مکتب الهي
امام چون سرپرست دين و پيشواي سعادت و خوشبختي جهانيان است، بايد با همه مسايلي که در دنيا و آخرت سعادت افراد به آن پيوسته است، آشنا باشد. سخنان امام جواد عليهالسلام در سالهاي کودکي و نوجواني، به سخنان مردي جهانديده شباهت دارد که با آگاهي از مسايل علمي، رواني و قوانين حقوقي و جزايي، به خوبي مسايل را تحليل ميکند. حال به اين دليل که در آن زمان، مکتب و کلاس درسي وجود نداشت، پي ميبريم که او در کلاس الهي و در مکتب آسماني آموزش ديده بود.
امامت در خردسالي
پيشواي نهم در پنجمين بهار عمر خود بود که پدرش امام رضا عليهالسلام از مدينه عازم ايران شد. در سال 203 ق هم که آن وجود پاک به فيض شهادت رسيد، امام جوادعليهالسلام در هفتمين بهار زندگي خود، وارث پيشوايي و امامت گرديد.
شيعيان از تقدير شگرف الهي بعيد نميدانند که يحيي عليهالسلام در کودکي به پيامبري برسد و عيسي عليهالسلام روح خدا در دوران شيرخوارگي مشمول الطاف خاص الهي گردد و پيام الهي را در دفاع از مادر مقدسش حضرت مريم عليهاالسلام، به مردم برساند. از اينرو، دوستداران خاندان علي عليهالسلام با کمال اخلاص و ايمان، امام جواد عليهالسلام را پس از پدر بزرگوارش به پيشوايي پذيرفتند.
نبوغ علمي
امام جواد عليهالسلام در دانش، بردباري، فصاحت، عبادت و ديگر فضيلتهاي اخلاقي ممتاز بود. ايشان هوشي شگفت و زباني گويا داشت و با وجود کمي سن، در علوم و حکم و فضايل و آداب، بينظير بود.
سيدمرتضي در عيونالمعجزات مي نويسد: «بيش از هشتاد نفر از فقهاي بغداد و شهرهاي ديگر، هنگام سفر به حج، عازم مدينه شدند و به محضر جوادالائمه عليهالسلام شرفياب گرديدند. آنها سؤالات و مطالب علمي متعددي از حضرت پرسيدند و به پاسخهاي قانعکنندهاي رسيدند. بدين ترتيب، شبهه و ترديد آنان در مورد آن حضرت برطرف گرديد و به مرحله يقين دست يافتند.»

اباصلت و کرامت حضرت
اباصلت هروي که از ياران نزديک امام رضا عليهالسلام بود و پس از شهات آن حضرت، به دستور مأمون به زندان افتاد، مي گويد: يکسال زنداني بودم و دلتنگ شدم. شبي بيدار ماندن و به عبادت و دعا پرداختم و پيامبر و خاندان گرامي او را شفيع خويش قرار دادم و خداوند را به حرمت آنان سوگند دادم که مرا نجات بخشد. هنوز دعايم پايان نيافته بود که ديدم امام جواد عليهالسلام در زندان نزد من است. اي اباصلت! سينهات تنگ شده است؟ عرض کردم: آري به خدا سوگند. فرمود: برخيز! سپس دست بر زنجيرهاي من زد و قيد و بندها باز شد و دستم را گرفت و از زندان بيرون آورد فرمود: «برو در امان خدا، بعد از اين هرگز مأموران را نخواهي ديد و او نيز تو را نخواهد ديد» و همچنان شد که امام عليهالسلام فرموده بود.
کرامتي ديگر
مأموران براي اينکه امام جوادعليهالسلام را از نظرها بيندازند و ايشان را وافق بزمهاي خودش معرفي کند، به انواع حيلهها دست مي زد؛ از جمله، مردي نوازنده و خواننده را طلبيد و به او دستور داد نزد امام جوادعليهالسلام رود و بنوازد و گفت اگر امام عليهالسلام کمترين علاقهاي به او نشان دهد، براي او کافي خواهد بود. آن مرد نزد امام عليهالسلام رفت و شروع به نواختن ساز و خواندن آواز کرد. ساعتي چنين کرد، ولي املام عليهالسلام هيچ توجهي به او نکرد تا سرانجام فرمود: «از خدا پروا کن». به ناگاه دست مرد از کار افتاد و سازش بر زمين افکنده شد.
ثروت از ديدگاه امام جواد عليهالسلام
بخشش و احسان در راه خدا، يکي از ويژگي هاي اصلي امام جوتد عليهالسلام است. آن حضرت در جلب رضايت و خشنودي پروردگار عالم، از صرف هر نوع امکانات مالي و رفاهي به نيازمندان واقعي کوتاهي نميکرد.
اصولاً مال و ثروت از نظر آن بزرگوار معناي ويژهاي داشت که با مفهوم عادي آن ميان مردم متفاوت بود. آن حضرت مال و ثروت را در حدي قبول داشت که بتواند به وسيله آن، گرهي از مشکلات زندگي ديگران بگشايد يا ذخيرهاي براي آخرت و تکميل معنويت خود فراهم آورد.
مبارزه با تغير قوانين اسلام
امام جواد عليهالسلام در مت زندگي و امامت خود، با حکومت دو تن از خلفاي ستمگر عباسي همدوره بود که ويژگي کلي حکومت آنان، تغيير و تأويل قوانين اسلام بود. آنها چون از عوق جان به اجراي دستورات اسلامي پايبند نبودند و تنها به ظواهر ميپرداختند، به تدريج به بهانه رعايت حال جامعه اسلامي با حفظ موقعيت حکومت، از عمل به احکام اسلام سرباز ميزدند و اين کار را روز به روز توسعه ميدادند. واکنشها و مخالفتهاي امام عليهالسلام در برابر اينگونه رفتارها، در بين مردم بازتاب گستردهاي مييافت و گاه حتي سبب آزار و اذيت امام و پيروان صميمي ايشان از سوي حکومت ميگشت. از اينرو، در تاريخ ميخوانيم که مدت عمر ايشان بسيار کوتاه بود و در بيست و پنجمين بهار زندگي خود، در اثر ستم ستمگران به شهادت رسيد.

رهنمودهاي علمي و عملي
زيورها و زينتها
حضرت جوادالائمه عليهالسلام در سخني زيبا چنين ميفرمايد: «عفت، زينت فقر؛ شکرگزاري و سپاس، زينت ثروت؛ بردباري، زيور گرفتاري؛ فروتني، بزرگواري و بلندپايگي و فصاحت، زينت سخن است. حفظ و نگهداري، زيور حديث؛ مواضع، زيور دانش؛ ادب، زيور عقل؛ خوشرويي، زيور سخادت؛ ترک منت، زيور نيکوکاري است و خشوع و تدبر، زينت نماز است. زينت تقوا و ورع، ترک تمام آن چيزهايي است که کوچکترين نفعي به حال شخص نداشته باشد.»
مراقبت هميشگي
نهمين امام شيعيان ميفرمايد: «بدان تو در هيچ شرايطي از ديدگاه پروردگار بيرون نخواهي بود. اکنون ببين چگونه و در چه شرايطي زندگي ميکني». از آثار ايمان به خداوند بزرگ، احساس مراقبت هميشگي است که سرتاسر وجود فرد را تحت مراقبت، علم و آگاهي خود قرار ميدهد. به هر مقدار که پايه ايمان انسان بالاتر رود، ادراک اين مراقبت بيشتر و عميقتر ميشود، تا آنجا که او خود را به طور دايم در حضور و اشراف هميشگي حق تعالي ميبيند. اين نوع احساس، بزرگترين وسيله اصلاح فرد و اجتماع و عاليترين و زيباترين جلوه ايمان است.
ثروت واقعي
بيشتر مردم در زندگي خود، تکيهگاهها و اميدگاههايي پيدا ميکنند. عدهاي در اثر پندار غلط، چشم به افراد بانفوذ، ثروتمند و صاحبان جاه و رياست ميدوزند و آنان را تکيهگاه زندگي خود قرار ميدهند؛ غافل از آنکه امکانات زندگي آنان، زوالپذير است و خود آنان در نياز مطلق به سرميبرند. پس تنها تکيهگاه حقيقي که هرگز فنا نميپذيرد، ذات باري تعالي است و کسي که به سرچشمه غنا و هستي ارتباط و اعتماد پيدا کند، هرگز به اين و آن احتياج نخواهد داشت.
حضرت امام جواد عليهالسلام در اين باره ميفرمايد: «فردي که تنها تکيهگاهش پروردگار باشد، به غناي واقعي ميرسد و ديگران به او نياز پيدا ميکنند و هرکس تقوا و رستگاري پيشه خود سازد، مردم او را از صميم دل دوست دارند».
شرافت واقعي
برخي، افتخار و شرافت را در ثروت، رياست، رفاه، نسب، نژاد و قبلهگرايي جستوجو ميکنند و کساني را که فاقد اين مزايا باشند، به ديده حقارت و پستي مي نگرند، ولي در منطق جوادالائمه عليهالسلام شرافت واقعي و اصالت حقيقي، از آن دانشي است که زينتبخش فرد ميگردد. بزرگواري و عظمت شخص، به امتيازها و فضيلتهاي روحي و معنوي وابسته است که فرد در راه کسب آن، خود را به زحمت ميافکند. پيشواي نهم شيعيان – که درود خداوند بر ايشان باد- ميفرمايد «شريف واقعي، فردي است که به شرافت دانش آراسته گردد. سيادت و بزرگواري حقيقي هم با فردي است که راه تقوا و خداشناسي را پيش گيرد.»
پيروزي دشمن
در وجود هر فرد، دو رشته از فعاليتها وجود دارد که ميتوان از آنها به عوامل منفي و مثبت وجود انسان تعبير کرد. عقل نماينده جنبه مثبت و سازندگي است و پيروي از نفس و تمايلات حيواني آن، نماينگر جنبه منفي است که بزرگترين عامل سيهروزي و بدبختي بشر به شمار ميايد.
اطاعت از دستورات عقل و ادراکات صحيح بشري، راه تکامل و سازندگي فرد است و سرپيچي از دستورهاي آن، راه عقبماندگي از پيشرفت شمرده ميشود. در حديثي از حضرت امام محمدتقي عليهالسلام آمده است: «کسي که از هواي نفس خود پيروي کند، به دشمن خود فرصت ميدهد تا به آرزوي ديرينهاش برسد».
راه سعادت
برخي از دانشمندان و روانشناسان براي تکامل روحي و پيشرفتهاي معنوي بشر، مکتبهاي گوناگوني ارايه کردهاند که گاه نه تنها آدمي را به جايي نميرساند، بلکه او را سرگردان ميکند. تنها راه و نسخه شفابخشي که از طرف پروردگار براي تکامل و پيشرفت ارايه شده، «دينشناسي» است که آيين زندگي و راه و رسم آن را در ابعاد مادي و معنوي به انسان نشان ميدهد. حضرت امام جواد عليهالسلام در اين باره فرموده است» «شناخت دين، نردبان پيشرفت و ترقي براي رسيدن به هر مقام بلند پايهاي است که براي بشر متصور است.»
